وردة. [ وُ دَ ] (ع اِ) گلگونی . (ازمنتهی الارب ). رنگ گلی در اسب . (از اقرب الموارد).
ورده . [ ] (اِخ ) دهی است جزء بخش خرقان شهرستان ساوه ، در 30هزارگزی جنوب خاور رازقان ، سر راه شاه عباس قزوین به اصفهان ، دارای 925 تن سکنه . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 شود....
فرهنگ عمید
۱. برجی که کبوتران در آن خانه کرده باشند، کبوترخانه. ۲. چوبی که کبوتربازان به دست می گیرند و با آن کبوتر می پرانند.
دانشنامه عمومی
ورده (البرز) روستایی از توابع بخش چندار و در شهرستان ساوجبلاغ استان البرز ایرانورده (سردشت) روستایی از توابع بخش مرکزی و در شهرستان سردشت استان آذربایجان غربی ایرانورده (زرندیه) روستایی از توابع بخش مرکزی و در شهرستان زرندیه استان مرکزی ایرانورده (کهگیلویه) روستایی از توابع بخش چرام شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمدورده جزائریه از خوانندگان مشهور جهان عربwiki: سرشماری مرکز آمار ایران د...
گویش مازنی
بلدرچین
/varde/ بلدرچین
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی وَرْدَةً: یک شاخه گل سرخریشه کلمه: ورد (۱۱ بار)«وَرْدَة» و «وَرد» به معنای «گل» است و از آنجا که گلها غالباً سرخ رنگند معنای سرخ را در اینجا تداعی می کند. این واژه به معنای اسبهای سرخ رنگ نیز آمده، و از آنجا که این گونه اسبها در فصول سال تغییر رنگ می دهند، در فصل بهار کمی زرد رنگ و در فصل زمستان سرخ رنگ، و در شدت سرما تیره رنگ می شوند، دگرگونیهایی که صحنه آسمان در قیامت پیدا می ...