Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وردانه

تلفظ بین المللی : /verdˈɑneː/ تلفظ :‌ [veRd'Ane:]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • وردان
  • وردنه
  • وندانه
  • وحدانه
  • وردانشاه
  • در ورداده
  • تیرنان­پزی(وردنه)
  • ابن وردان
  • وردان زور بن لنگر
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

وردانه . [ وَ ن َ / ن ِ ] (اِ) وردنه . رجوع به وردان شود. || محور چرخ . (ناظم الاطباء).

وردانه . [ ] (اِخ ) نام ناحیتی است به ترکستان و امیر آنجا وردان خدات بوده است . دهی است بزرگ و حصاری بزرگ و استوار دارد. از قدیم باز جای پادشاهان بوده است و قدیمتر از شهر بخاراست و او را شاهپور بنا کرده است . و سرحد ترکستان است ...

دانشنامه عمومی

وردانه روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان دماوند در استان تهران ایران است.
این روستا در دهستان جمع آبرود قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۳ نفر (۴۵خانوار) بوده است.
wiki: وردانه

کلمات مرتبط

  • وردان
  • وردنه
  • وندانه
  • وحدانه
  • وردانشاه
  • در ورداده
  • تیرنان­پزی(وردنه)
  • ابن وردان
  • وردان زور بن لنگر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات