وردان . [وَ ] (ع اِ) بنت وردان . رجوع به «بنت وردان » شود.
وردان . [ وَ ] (اِ)وردنه . اطاقی که جلو آن باز باشد. (ناظم الاطباء).
وردان . [ وِ ] (اِ) ج ِ ورد. شاگردان و مریدان . (برهان ). رجوع به ورد شود.
وردان . [ وِ ] (اِ) دانهای [ دانه های ] سخت را گویند که از اعضای آدمی ب...
فرهنگ عمید
آزخ، زگیل.
فرهنگ معین
(وِ ) (اِ. ) زگیل .
دانشنامه آزاد فارسی
وَردان(یا: اشک نوزدهم ) شاهنشاه اشکانی (۳۹/۴۰ـ۴۷م). وردان که در استانی دور اقامت داشت، پس از کشته شدنِ اردوان به دست دیگر پسرش، گودرز و بر تخت نشستن او، به دعوت مجلس مهستان برای نشستن بر تخت خود را به پایتخت رساند. گودرز ناگزیر به شرق رفت و به زودی با سپاهی از هیرکانی رو به سوی پایتخت نهاد. در این هنگام گودرز از توطئه ای در سپاه اشکانی آگاهی یافت و وردان را در جریان امر گذاشت . سپس دو برادر صلاح د...
دانشنامه عمومی
وَردان یا بَردان ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:وردان (اشکانی)، یکی از شاهان اشکانیوردان (سلماس)، روستایی در استان آذربایجان غربیوردان (مهر)، روستایی از توابع بخش اسیر در شهرستان مهر در جنوب استان فارسwiki: استان فارس در جنوب ایران واقع شده است.بخشایش، محمد نور ، (دیوان محیا) ، ناشر: شرکت انتشارات جهان معاصر، تهران: چاپ اول، ۱۳۷۳ خورشیدی.ارودان |باغ چاله |بیدو |بلبلی |بهرستان |برد...
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: verdān) شاگردان ، مریدان .
اسم: وردان (پسر) (فارسی) (تلفظ: verdān) (فارسی: وِردان) (انگلیسی: verdan) معنی: شاگردان، مریدان، ( اَعلام ) ( = بَردان ) : شاه اشکانی [، میلادی]، که به دست هواداران گودرز کشته شد