معنی کلمه : وحدتی
لغت نامه دهخدا
وحدتی. [ وَ دَ ] ( اِخ ) شاعری است که نظم او خالی از حال نیست. این مطلع از اوست :
گشته ام بی حال از آن خالی که بر رخسار اوست
آفرین بر صانعی کاین نقطه پرگار اوست.
گشته ام بی حال از آن خالی که بر رخسار اوست
آفرین بر صانعی کاین نقطه پرگار اوست.
