معانی کلمه : وجا
لغت نامه دهخدا
وجا. [ وِ ] (ع مص ) خصی کردن . || کشتن . (غیاث اللغات ). رجوع به وِجاء شود.
فرهنگ عمید
بیم؛ ترس.
ضربهای که با کارد یا دست به جایی از بدن زده شود.
ضربه ای که با کارد یا دست به جایی از بدن زده شود.
بیم، ترس.
بیم، ترس.
فرهنگ معین
(وَ ) [ ع . ] (اِ. ) خوف ، بیم . مق رجا.
مترادف و متضاد
بیم، ترس، خوف، وجل، هراس ≠ رجا
