معنی کلمه : وا پوشیدن
لغت نامه دهخدا
واپوشیدن. [ دَ ] ( مص مرکب ) پوشیدن :
به سرانگشت بخواهی دل مسکینان برد
دست واپوش که من پنجه نمی اندازم.و رجوع به پوشیدن شود.
به سرانگشت بخواهی دل مسکینان برد
دست واپوش که من پنجه نمی اندازم.و رجوع به پوشیدن شود.
