Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : وانمودن

تلفظ بین المللی : /vˌɑnemˈudan/ تلفظ :‌ [v,Anem'udan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • بد وانمود کردن
  • وانمود شدن
  • وانمود کردن
  • وانمود کن
  • وانمود کننده
  • وانمودسازی
  • وانمودگر
  • وانمودی
  • وانمود
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

وانمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) بازنمودن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). دوباره پدیدار کردن. ( ناظم الاطباء ). منعکس کردن. دوباره نشان دادن : سپهر آئینه عدل است و شایدکه هرچ آن از تو بیند وانماید.نظامی.|| نشان دادن. نمودن. ظاهر ساختن. نمایش دادن : آنچه در کون است ز اشیا و آنچه هست وانما جان را به هرصورت که هست.مولوی.با سلیمان یک بیک وامینموداز برای عرضه خود را می ستود.مولوی.|| به اقرارآ...

فرهنگ عمید

۱. وانمود کردن.
۲. بازنمودن، نشان دادن.

فرهنگ معین

(نَ یا نُ دَ ) (مص م . ) باز نمودن ، نشان دادن .

کلمات مرتبط

  • بد وانمود کردن
  • وانمود شدن
  • وانمود کردن
  • وانمود کن
  • وانمود کننده
  • وانمودسازی
  • وانمودگر
  • وانمودی
  • وانمود
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات