کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه وامی | کلماتور
معانی کلمه : وامی
تلفظ بین المللی :
/vˈɑmi/
تلفظ :
[v'Ami]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
وامیار
ناحیه وامینگ
وامینگ
وامیو رویجوشو
وامیک اورگن
دَوران واریماکس
دید و وادید
راست واایستادن
راست واایستاده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
وامی. ( ص نسبی ) از: وام + ی ( نسبت ). ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). قرض دار. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). وام دار. مدیون. || درمانده. ( لغت فرس اسدی ) ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( فرهنگ خطی ) ( جهانگیری ). عاجز. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بدبخت. ( ناظم الاطباء ) : اِسته و غامی شدم ز درد جدائی هامی و وامی شدم ز خستن مترب.منجیک ( از لغت فرس ص 530 )....
فرهنگ عمید
۱. قرض دار، وامدار.
۲. [قدیمی] عاجز و درمانده.
فرهنگ معین
(ص نسب . )۱ - بدهکار.۲ - عاجز، بدبخت .
مترادف و متضاد
بدهکار، مدیون، مقروض، وامدار ≠ بستانکار، طلبکار
کلمات مرتبط
وامیار
ناحیه وامینگ
وامینگ
وامیو رویجوشو
وامیک اورگن
دَوران واریماکس
دید و وادید
راست واایستادن
راست واایستاده
نظرات