Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : والا

تلفظ بین المللی : /vˈɑlˈɑ/ تلفظ :‌ [v'Al'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد
  • والا علی
  • والا یار
  • والا عبدالله
  • والا لعبت
  • والا لورنتسو
  • والا دید
  • والا ذگر
  • والا فلا
  • والا مناقب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیفرهنگ اسم هامترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

والا. (اِخ ) علینقی میرزا قاجار فرزند فتحعلی شاه متخلص به والا از شعرای قرن سیزدهم هجری است . رجوع به فرهنگ سخنوران ص 641 شود.

والا. (اِخ ) میرزا ضیاءالدین حسین بدخشانی مخاطب به اسلام خان و متخلص به والا از شعرای قرن یازدهم است . و رجوع به فرهنگ سخنوران 641 و خزانه ٔ عامره ص 176 و روز روشن ص 747 شود....

فرهنگ عمید

۱. بالا، بلند.
۲. بلندمرتبه: چو هامون دشمنانت پست بادند / چو گردون دوستان والا همه سال (رودکی: ۵۲۵ ).
۳. برتر، بلند، بزرگ (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): والاتبار، والاجاه، والاحضرت، والاقدر، والامنش، والانژاد، والاهمت.

فرهنگ معین

(ص . ) ۱ - بلند مرتبه ، شریف . ۲ - مقبول ، شایسته . ۳ - مشهور. ۴ - برتر. ۵ - (اِ. ) قد، قامت . ۶ - بیرق ، درفش .

دانشنامه آزاد فارسی

والا (Sublime)(یا: عظیم؛ جلیل) در اصطلاح علوم عقلی، ارزش های به غایت عالی در سلسله مراتب ارزش های اخلاقی، زیباشناسی و غیره. نخستین بار لونگینوس در قرن اول میلادی در رسالۀ در باب والا، دربارۀ فن سخنوری، این واژه را در دو زمینه به کار برد: در حوزۀ صنایع ادبی، به عنوان شیوه ای برای دستیابی به کلام زیبا و فاخر که حصول به آن اکتسابی است، و در پیوند با عواطف شدید و نیرومند و قوۀ درک مفاهیم بزرگ که فطری ...

دانشنامه عمومی

والا به موارد متعددی اطلاق می گردد:والار، قدرت های آردا در بخش غربی آمانوالا (زبان برنامه نویسی)، زبان برنامه نویسی شی گرا، که توسط پروژه ی گنوم گسترش داده می شودوالا ۱۳۱ صد و سی و یکمین سیارک کشف شدهفرانسوا والا عضو گروه باستان شناسی فرانسه در کاوش های باستان شناختی شوش در استان خوزستانوالا،بلند مرتبه ،ارمانی،بزرگ.wiki: آردا می باشند که در بخش غربی آمان زندگی می کنند.والار چهارده روح قدرتمند از ن...

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: vālā) (= بالا) دارنده‌ی مقام و مرتبه ی مهم ، به ویژه مقام و مرتبه‌ی دنیایی به صورت عنوان برای اشخاص ؛ عزیز ، گرامی ، محترم ؛ اصیل ، نژاده ؛ هر یک از افراد طبقه مرفه از اعیان و اشراف ؛ دارای ارج و اهمیت ؛ (در قدیم) رفیع ، بلند ؛ برتر ، فائق ، شامل ؛ شایسته ، پسندیده.

اسم: والا (پسر) (فارسی، عربی) (تلفظ: vālā) (فارسی: والا) (انگلیسی: vala) معنی: دارنده ی مقام و مرتبه ی مهم، عزیز، گرامی...

مترادف و متضاد

برتر، فایق

جلیل، گرامی

رئیس، سرور، صدر

شایسته، شریف، نجیب

بلندپایه، بلندمرتبه، بلندمقام، عالی‌قدر

بلند، رفیع، شامخ، عالی، متعالی، مرتفع، منیع، ورنه، ≠ فرومایه

۱. بلند، رفیع، شامخ، عالی، متعالی، مرتفع، منیع، ورنه ۲. بلندپایه، بلندمرتبه، بلندمقام، عالیقدر ۳. جلیل، گرامی ۴. شایسته، شریف، ، نجیب ۵. رئیس، سرور، صدر ۶. برتر، فایق ≠ فرومایه...

کلمات مرتبط

  • والا علی
  • والا یار
  • والا عبدالله
  • والا لعبت
  • والا لورنتسو
  • والا دید
  • والا ذگر
  • والا فلا
  • والا مناقب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات