وال. ( اِ ) ماهی بزرگی باشد که کشتی را فروبرد. ( لغت فرس اسدی ص 334 ). نوعی از ماهی فلوس دار بود.( غیاث اللغات ) ( از جهانگیری ) ( برهان قاطع ). ماهی که پولک آن درشت باشد. ( فرهنگ خطی ) ( از فرهنگ نظام ). نوعی ماهی درم دار. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) . نوعی از ماهی بزرگ فلس دار. ( ناظم الاطباء ). ماهی چناغ باشد. ( اوبهی ). بال. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( جهانگیری ) ( برهان قاطع ). بال نام نوعی ...
فرهنگ عمید
بالن#NAME?
نوعی پارچۀ ابریشمی.
= بالن نوعی پارچۀ ابریشمی.
فرهنگ معین
(اِ. ) ۱ - بال ، نوعی ماهی بسیار بزرگ . ۲ - نوعی پارچه .
دانشنامه عمومی
(گرگانی و مازندرانی) دره و جوی.
وال (ابهام زدایی). وال ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:وال (بایرن)وال (رودخانه)وال (ایستگاه رادیویی)والتهوال یا نهنگwiki: جمهوری چک است که در منطقه تابور واقع شده است. وال ۱۶٫۳۷ کیلومتر مربع مساحت و ۲۲۷ نفر جمعیت دارد و ۴۲۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.فهرست شهرهای جمهوری چکwiki: ناحیه ریخنوف ناد کنیژنوو واقع شده است.فهرست شهرهای جمهوری ...
گویش مازنی
۱جوی آب – کانال – شیار ۲دانه ی پوک شالی
/vaal/ جوی آب – کانال – شیار - دانه ی پوک شالی
مترادف و متضاد
حریر
والا
بال، جناح
بالن، نهنگ
۱. بال، جناح ۲. بالن، نهنگ ۳. حریر ۴. والا
whale(اسم)
نهنگ، بال، بالن، وال، قیطس
voile(اسم)
پارچه نازک لباسی زنانه، وال
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی وَالٍ: والی - کسی که متولی و عهده دار کاریست - اداره کننده - یاور (مخفف والی ) ریشه کلمه: ولی (۲۳۱ بار)