واقی. ( ع ص ) نگاه دارنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). حافظ. صائن. نگهبان. || حامی. ( غیاث اللغات ). || دافع. ( از اقرب الموارد ). مانع. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). مالهم من اﷲ من واق ؛ ای دافع. ( اقرب الموارد ). || سرج واق ؛ زینی که پشت ریش نکند ستور را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). زینی که پشت ستور را ریش نکند.( ناظم الاطباء ). || فرس واق ، ...
فرهنگ معین
[ ع . ] (اِفا. ) ۱ - نگاه دارنده ، حافظ . ۲ - حامی .
دانشنامه عمومی
واقی (یمن). واقی به عربی ( اَلواقی )، دهستان بزرگی درپایهٔ کوه (جبل جنیش)، در ناحیهٔ (مخلاف کبیر)، از توابع استان صَنعاء در کشور یمن در شبه جزیره عربستان است.روستای الکرهیةروستای الحدادینروستای الحَجَرروستای بنی قبلةروستای العمتینروستای الوهرروستای الَمَکائرروستای النبیشعةجمعیت آن (۱۲۸۳۴ ) نفر (30 خانوار ) می باشد.روستاهای توابع این دهستان به شرح زیر است:wiki: واقی (یمن)...