کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه واقعا | کلماتور
معانی کلمه : واقعا
تلفظ بین المللی :
/vɑq1ˈeʔan/
تلفظ :
[vAq1'e?an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
واقعاً
واقعا شش میلیون نفر مردند
واقعا عاشقم باش
واقعا عالیه
تو هرگز واقعا اینجا نبودی
جادوی واقعیت چگونه می دانیم چه چیزی واقعا درست است
قانون اعداد واقعا بزرگ
واقعات بابری
واقعات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
( واقعاً )
واقعاً. [ ق ِ عَن ْ ] ( ع ق ) در حقیقت. بحقیقت. حقیقةً. درواقع. فی الواقع. براستی. رجوع به واقع شود.
فرهنگ عمید
فی الواقع، درحقیقت.
فرهنگ معین
( واقعاً )
(قِ عن ) [ ع . ] (ق . ) در واقع ، در حقیقت ، حقیقتاً.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
actually (قید)واقعا، عملا، در حقیقت، بالفعل، فعلاreally (قید)واقعا، بالفعل، براستی، راستیindeed (قید)واقعا، فعلا، همانا، محققا، براستی، در واقع، حقیقتا، فی الواقع، هر اینه، آره راستیquite (قید)واقعا، تماما، کاملا، بکلیsimply (قید)واقعا، حقیقتا، بسادگیverily (قید)واقعا، براستی، امین، حقیقتا، هر اینهbodily (قید)واقعاveritably (قید)واقعا، حقیقتا...
واژه نامه بختیاریکا
زِ راستی!
کلمات مرتبط
واقعاً
واقعا شش میلیون نفر مردند
واقعا عاشقم باش
واقعا عالیه
تو هرگز واقعا اینجا نبودی
جادوی واقعیت چگونه می دانیم چه چیزی واقعا درست است
قانون اعداد واقعا بزرگ
واقعات بابری
واقعات
نظرات