واقع. [ ق ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از وقوع. رجوع به وقوع شود. || حاصل. ( اقرب الموارد ). || آنکه سنگ آسیا را نقر کند. || مرغ که بر درخت باشد یا لانه گرفته باشد. ( اقرب الموارد ). || مرغ فرود آینده از هوا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).- نسر واقع. رجوع به ذیل همین کلمه شود. || آنچه واجب میگردد. لازم....
(ق ) [ ع . ] (اِفا. ) ۱ - فرود آینده ، رخ دهنده . ۲ - حاصل . ۳ - راست ، درست . ۴ - وضع یا کیفیت قرار گرفتن . ۵ - وضع یا کیفیت وقوع یافتن . ، در ~ در حقیقت . ،غیر ~ خلاف واقعیت .
مترادف و متضاد
حادث
حقیقت، درست، راست، صحیح، محقق
۱. حقیقت، درست، راست، صحیح، محقق ۲. حادث
bestead(صفت)
واقع
bested(صفت)
واقع
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی وَاقِعٌ: وقوع یافته - اتفاق افتاده - قرار گرفته - فرود آمده - پدید آمده(وَاقِعٌ بِهِمْ :برسرشان خواهد آمد)معنی حُزْنِ: اندوهی که بر دل سنگینی کند ، چه اندوه از امری که واقع شده ، و چه از آنکه بخواهد واقع شودمعنی حَزَنَ: اندوهی که بر دل سنگینی کند ، چه اندوه از امری که واقع شده ، و چه از آنکه بخواهد واقع شودمعنی حُزْنِی: اندوهم (حزن:اندوهی که بر دل سنگینی کند ، از امری واقع شده ،...