معانی کلمه : واستریوشان سالار
لغت نامه دهخدا
واستریوشان سالار. [ ت ِ ] ( پهلوی ، اِ مرکب ) رئیس طبقه کشاورزان در زمان ساسانی. واستریوش بذ. هتخشبد. || رئیس مالیات ارضی. || رئیس صنعتگران. || وزیر مالیه. || وزیر صناعت و تجارت. ورجوع به ایران در زمان ساسانیان ص 143 - 144 شود.
