کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : واز کردن
تلفظ بین المللی :
/vˈɑz kˈardan/
تلفظ :
[v'Az k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
اقه واز کردن
سر واز کردن
گره وا کردن
الوار دار کردن
الوار را قطع کردن
جلز ولز کردن
دایره وار حرکت کردن
رئیس وار رفتار کردن
سردرگم و هاج و واج کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
واز کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) باز کردن. گشودن. رجوع به باز کردن شود.
کلمات مرتبط
اقه واز کردن
سر واز کردن
گره وا کردن
الوار دار کردن
الوار را قطع کردن
جلز ولز کردن
دایره وار حرکت کردن
رئیس وار رفتار کردن
سردرگم و هاج و واج کردن
نظرات