معانی کلمه : واری
لغت نامه دهخدا
واری . (پسوند) همچو باشد چنانکه گویند گل واری یعنی همچو گل و نبات واری یعنی همچو نبات ، لیکن بدون ترکیب گفته نمیشود. (برهان ). وارینه . (برهان ) (آنندراج ). مانا. (ناظم الاطباء). و رجوع به وار شود.
دانشنامه عمومی
واری (به لاتین: Warri) یک شهر و شهر بندری در نیجریه است که در ایالت دلتا واقع شده است.
فهرست شهرهای نیجریه
فهرست شهرهای نیجریه
wiki: واری
گویش مازنی
مانند – شبیه
/vaari/ مانند – شبیه
مترادف و متضاد
devisee (اسم)
واری، اری بر، ذینفع حواله ارزی
heir (اسم)
واری، اری بر، حاصل، میرای بر
heritor (اسم)
واری، اری بر
واژه نامه بختیاریکا
معادل انه. مثلاً واژه ماهواری یعنی ماهیانه؛ حُشکواری یعنی خشکانه هنگام خشکی
