وارون . [ وارْ وَ ] (اِ) نارون . رجوع به نارون شود.
وارون . (اِخ ) وارونه . وارونا. کهن ترین و عالیمقام ترین خدای نژاد آریاست . (مزدیسنا و تأثیر آن در ادبیات فارسی ص 26). و رجوع به وارونه و وارونا شود.
برعکس، مخالف
سرنگون، معکوس، وارونه، واژگونه، واژگون
۱. سرنگون، معکوس، وارونه، واژگونه، واژگون
۲. برعکس، مخالف