وار. (اِخ ) نهری است سیلابی در فرانسه که از نواحی آلپ ماریتیم سرچشمه میگیرد و پوزه تنیه را آبیاری میکند و به مدیترانه میریزد و 135 هزار گز طول دارد.
(اِ.) مهر، محبت .
(پس .) 1 - نشانة دارندگی ، عیالوار. 2 - به معنی نظیر و مانند: دیوانه وار. 3 - (اِ.) دفعه ، مرتبه . 4 - به معنی بار، حمل : خروار،شتروار. 5 - دال بر لیاقت : شاهوار، گوشوار. 6 - آنچه مدت معین ظاهر شود: هفته وار (مجله هفتگی ).
جایی برای زندگی کردن عشایر
۱بار – دفعه ۲مانند ۳ردیف
۱آب بستن دشت توسط جوی آب ۲آبی که در قسمت پایین زمین جاری ...
ردیف مشخص و جهت مستقیم وجین در تسهیل و تقسیم کار در مزارع ...
جوجه مرغ یکساله، مرغى که هنوز تخم نگذاشته است.
گز، یارد
دوره، موسم، نوبت
سان، شبه، گون، وش
آیین، راه، رسم، روش
۱. سان، شبه، گون، وش
۲. گز، یارد
۳. عادت
۴. آیین، راه، رسم، روش
۵. دوره، موسم، نوبت