Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ وادار به عمل کردن

تلفظ بین المللی : /vˈɑdɑr beː ˈamal kˈardan/ تلفظ :‌ [v'AdAR be: 'amal k'aRdan]
مترادف و متضاد
  • وادار به توبه کردن
  • وادار به فرار کردن
  • وادار به عقب نشینی کردن
  • به ری حوال وادار
  • وفادار نسبت به تاج و تخت
  • رادار کسی به کار افتادن
  • وادار
  • وادار کردنی
  • وادار کننده
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

bring on (فعل)
جلو رفتن، ادامه دادن، وادار به عمل کردن، به ظهور رساندن

کلمات مرتبط

  • وادار به توبه کردن
  • وادار به فرار کردن
  • وادار به عقب نشینی کردن
  • به ری حوال وادار
  • وفادار نسبت به تاج و تخت
  • رادار کسی به کار افتادن
  • وادار
  • وادار کردنی
  • وادار کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات