واجبی. [ج ِ ] ( ص نسبی ، اِ ) نوره. طین. حنازرد. ( یادداشت مؤلف ). به اصطلاح مردم تهران نوره که بدان مویها را سترند. ( ناظم الاطباء ). || وظیفه. روزینه. ( غیاث ) ( آنندراج ). راتبه. مقرر. ( آنندراج ) : میرسد واجبی ما ز نهان خانه غیب ما چه شرمندگی از عالم امکان داریم.صائب ( از آنندراج ).|| حاصلی را که ضرابی باشیان ضابط و تحویلدار به جهت سرکار خاصه شریفه ضبط مینمایند واجبی میگویند. ( تذکرة الملوک )...
فرهنگ عمید
۱. ماده ای که برای از بین بردن موی بدن به کار می رود، نوره، داروی نظافت. ۲. [قدیمی] وظیفه، مستمری.
فرهنگ معین
( جِ ) [ ع - فا. ] (اِ. )۱ - حقوق ، مستمری . ۲ - دارویی برای زدودن موهای زاید بدن .
دانشنامه عمومی
واجبی، طین، حنازرد، یا نوره، فراورده ای خاک گون و پودر شکل است که از آمیخته شدن آهک و زرنیخ درست می شود و از آن برای موزدایی٬ به کار گرفته می شود.