Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ وابلی

تلفظ بین المللی : /vˈɑbelˌi/ تلفظ :‌ [v'Abel,i]
لغت نامه دهخدا
  • کاتب الوالی
  • نخجیر والی
  • ناداب وابیهو
  • ماهیخوار بزرگ وابی رنگ
  • متخصص شیمی حیاتی والی
  • واقلیدن
  • سیمپسون والیس
  • وابل
  • وازلین
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

وابلی . [ ب ِ ] (ص نسبی ) منسوب به وابل که جد یکی از طوایف عرب است . (از انساب سمعانی ورق 575 الف ).

وابلی. [ ب ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به وابل که جد یکی از طوایف عرب است. ( از انساب سمعانی ورق 575 الف ).وابلی. [ ب ِ ] ( اِخ ) محمدبن اسحاق بن محمدبن الطبل بن وابل الازدی الوابلی مکنی به ابوبکر - منسوب به وابل نیای بنی ...

کلمات مرتبط

  • کاتب الوالی
  • نخجیر والی
  • ناداب وابیهو
  • ماهیخوار بزرگ وابی رنگ
  • متخصص شیمی حیاتی والی
  • واقلیدن
  • سیمپسون والیس
  • وابل
  • وازلین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات