وا. (ص ) به معنی دور بنظر آمده است که نقیض نزدیک باشد. (برهان ).
وا. (اِ) در کلمه ٔ «اوروا» و «خشک وا» معنی خاص دارد شاید به معنی آرد یعنی دقیق الحنطه و غیره باشد.
باز؛ گشوده.
〈 وا کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه] باز کردن؛ گشودن.
پیش از فعل دلالت بر تکرار دارد؛ دوباره؛ باز: واگذاردن، واگفتن، واخواستن، وارهیدن، وابستن.
آش: شوروا، سکوا: ◻︎ ز ده گونه ریچال و ده گونه وا / گلوبندگی هر یکی را سزا (ابوشکور: شاعران بیدیوان: ۹۷).
(ص .) باز، گشاده .
(اِ.)= با. ابا. وا: آش .
(پس .) به آخر اسم پیوندد دال بر نگهبانی و حفاظت : پیشوا.
(حراض .) 1 - به معنی «با» معیت را رساند: گویند ما وا شماییم [ و دین شما. ] ... 2 - به معنی «به »: بندة من (خدا) پشت وامن داد و کار وامن گذاشت .
باید
۱باز – گشاد ۲شکفته
۱از اصوات تعجب ۲هوس
باد – ورم – آماس،از بیماری های گوسفند
باید
1. با، همراه vâ to>:با تو، همراه تو> ؛ 2. باز dar-e vâ kon>:در را باز کن> ؛ 3. گشاد،فراخ sinula dar vâ>:کوزهدرگشاد> .
آش
شکفته
جدا، سوا
باز ≠ بسته
۱. باز
۲. جدا، سوا
۳. شکفته
۴. آش
۵. با ≠ بسته