معانی کلمه : هو کردن
لغت نامه دهخدا
هو کردن. [ هََ / هُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) با هیاهو و اشتلم و دروغ و نسبت های ناروا و گاه دسته جمعی ، کسی را بد جلوه دادن و مایه آبروریزی او را فراهم ساختن.
فرهنگ معین
(هُ. کَ دَ ) (مص م . ) مسخره کردن ، بی آبرو کردن .
مترادف و متضاد
hoot (فعل)
داد زدن، جیغ کشیدن، بوق زدن، هو کردن
jeer (فعل)
هو کردن، سخن مسخره امیز گفتن
واژه نامه بختیاریکا
هرِّوی کِردِن
