Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هون

تلفظ بین المللی : /hˈuːn/ تلفظ :‌ [h'u:n]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • هون خدا
  • هون امی کویتسو
  • هون سفید
  • هون سن
  • هون ها
  • هون 17
  • هون اشتاین
  • هون اند هل
  • هون اینبو سانسا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه عمومیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

هون . (هندی ،اِ) به ضم ها و سکون نون و واو غیرملفوظ به معنی زر مسکوک رایج دکن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (برهان ).
- هون اچترائی ؛نوعی از هون است که واضع آن اچترائی نام راجه شده باشد. (غیاث اللغات ) (آنندراج ).

هون . [ هََ / هُو] (اِ) زمین کشتزاری را گویند که در آن کلوخه بسیاربود. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). زمین شیارکرد...

فرهنگ عمید

۱. خواری.
۲. رسوایی.

زمین یا کشتزار شیارکرده و کلوخ‌زار.

کلمۀ تٲکید هان: ◻︎ آواز آمد که رو در آتش / تا یافت شوی به ‌گلسِتان هون (مولوی۲: ۷۴۰).

کلمۀ تٲکید هان: آواز آمد که رو در آتش / تا یافت شوی به گلسِتان هون (مولوی۲: ۷۴۰ ).
۱. خواری.
۲. رسوایی.
زمین یا کشتزار شیارکرده و کلوخ زار.

فرهنگ معین

(هَ) [ ع . ] (اِ.) خواری ، رسوایی .

( ~.) (اِ.) زمین کلوخ وار شیار کرده .

(هَ ) [ ع . ] (اِ. ) خواری ، رسوایی .
( ~. ) (اِ. ) زمین کلوخ وار شیار کرده .

دانشنامه عمومی

هون ها یا هونهای زرد (پارسی میانه: خیون) قومی صحراگرد از مغولستان از نژاد مغول و ترکمن بودند که در سده های چهارم و پنجم میلادی به سوی غرب مهاجرت کرده و در موازات آمودریا کوچ نشین هایی تأسیس کردند.ویکی پدیای انگلیسیآن ها در حدود سال ۳۵۰ پس از میلاد به مرزهای خاوری ایران حمله کردند ولی لشکر ایران تحت شاهنشاهی شاپور دوم از ورود آن ها به مرزهای ایران جلوگیری کرد. البته گروه ها و قبایلی از ترکان حتی پی...

مترادف و متضاد

۱. خواری، ذلت
۲. سختی، مشقت
۳. رسوایی، فضیحت، ننگ

hun (اسم)
المانی، هون، تاتار، مخرب تمدن

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی هُونِ: ذلت - خواریمعنی هَوْنَ: فروتنی و تواضع (درعبارت "الذین یمشون علی الأرض هونا ": "مؤمنین کسانی هستند که روی زمین با وقار و فروتنی راه میروند" به نظر میرسد که مقصود از راه رفتن در زمین نیز کنایه از زندگی کردنشان در بین مردم و معاشرتشان با آنان باشد .و هون به معنای تذلل و تواضع...معنی مُّهِینٌ: خوار کننده (از هون است که به معنای ضعف و حقارت است )معنی مَهِینٌ: خوار و ضعیف - حق...

کلمات مرتبط

  • هون خدا
  • هون امی کویتسو
  • هون سفید
  • هون سن
  • هون ها
  • هون 17
  • هون اشتاین
  • هون اند هل
  • هون اینبو سانسا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات