هوله . [ هََ / هُو ل َ / ل ِ ] (اِ) حوله . دستار. دستمال . از ترکی خاولی (از: خاو + لی ). پارچه ٔ پرزدار دارای خاو، دارای پرز. (فرهنگ فارسی معین ).
هولة. [ ل َ ] (ع اِمص ) خویشتن بینی . (منتهی الارب ). عُجب . (اقرب الموارد). || ناز. (منتهی الارب ). || (ص ) زن که به شگفت اند...
دانشنامه آزاد فارسی
هولِهاتحادیه ای از اعراب هردوسوی سواحل خلیج فارس، در اصل ساکن بنادر لنگه، کنگان و طاهری، مهاجرت کرده در اواخر قرن ۱۷/۱۱ق و یا اوایل قرن ۱۸/۱۲ق به سواحل جنوبی خلیج فارس. هوله های شمال با مهاجران به جنوب مناسبات خود را حفظ کرده بودند و گه گاه آنان را به حمله علیه سواحل شمال خلیج فارس تشویق می کردند. گروه های بزرگی از اعراب هوله پس از مهاجرت در مناطقی نظیر رأس الخیمه (جلفار) و بحرین و ناحیه مرکزی عما...
دانشنامه عمومی
هوله نام گروهی از سنی مذهبان کرانه های خلیج فارس است که در قطر و بحرین زندگی می کنند. اینان از ایران به کرانه های جنوبی خلیج فارس کوچ نموده اند. مردم اچمی