هوش بر. [ ب َ ] ( نف مرکب ) بَرنده هوش. ( لغات شاهنامه ) : بفرمود تا داروی هوش بر پرستنده آمیخت با نوش بر.
فردوسی.
فرهنگ عمید
آنچه هوش و عقل را زایل کند، هوش ربا.
دانشنامه آزاد فارسی
هوشْبَر (anaesthetic)دارویی برای ایجاد بی حسی موضعی یا بی هوشی عمومی. در آن حالت بیمار احساسی در برابر محرک ها ندارد. بی هوشی ممکن است براثرِ اختلال عصبی هم روی دهد. از زمان اولین جراحی موفق روی بیماری که در ۱۸۴۶ با اِتِر بی هوش شد، پیشرفت ها در زمینۀ افزایش ایمنی و کنترل بی هوش کردن متمرکز شده است. برای سادگی بیشتر فرآیند بی هوش کردن، ممکن است قبل از استفاده از هوشبر داروی خواب آور نیز به بیمار د...