معانی کلمه : هورا
لغت نامه دهخدا
هورا. ( اِ صوت ) فریاد و بانگ حاکی از طرفداری و تشویق کسی و معمولاً با فعل کشیدن به کار رود.
فرهنگ عمید
هلهلۀ تحسین و شادی.
دانشنامه عمومی
مردمان خورزوق چنانچه ازکسی راضی باشند وخوششان بیاید میگویند (آراسی آمو ) واگراز کسی ناراحت شوند به طرف میگویند( بندو )
هورا هلهله تحسین وشادی ( صفت ) کلمه ایست که باصدای بلند و ممتد برای اظهار شادی و تحسین اداکنند هلهل. شادی . هورا کشیدن (مصدر) با صدای بلند و ممتد هورا گفتن:میزدند و میرقصیدند میخواندند و هوارا میکشیدند . هورا= هور (به معنای خورشید و مهر)+ الف پسوند انتصاب
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: hurā) (در سانسکریت) سورا (هورا) یک قسم شربت است که در بند چهار آفرینگان گهنبار از آن یاد شده و توصیه شده که آن را به نیکان بدهند ؛ (در کردی) هورا به معنی غوغا است ؛ (در اوستایی) مستی آور ، نوشیدنی مست کننده ، آشام مستی آور .
