هندی . [ هَِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسنوند از بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد.دارای 160 تن سکنه ، آب آن از رودخانه ٔ کهمان و محصول عمده اش غله ، لبنیات ، پشم و حبوب و کار دستی مردم بافتن قالیچه است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).
هندی . [ هَُ ن ِ ] (اِخ ) دهی است از بخش ...
فرهنگ عمید
۱. از مردم هند، هندوستانی.۲. تهیه شده در هند: تیغ هندی، فیلم هندی.۳. مربوط به هند: زبان هندی.۴. (ادبی ) ویژگی سبْک شعری شاعران فارسی زبان از نیمۀ دوم قرن دهم تا اواخر قرن دوازدهم که از ممیزات آن تخیلات دقیق و مضمون پردازی، معانی پیچیده و باریک و دور از ذهن، الفاظ ساده و بازاری، کثرت استعاره و کنایه، و آوردن امثال بسیار در شعر است.۵. (اسم ) زبانی از شاخۀ زبان های هندوایرانی که در هند رایج است.۶. (ا...
دانشنامه آزاد فارسی
هندی (صورت فلکی). هِندی (صورت فلکی)(Indus (constellation)) صورت فلکی نه چندان آشکار ناحیۀ قطب جنوب، به شکل سرخ پوست امریکایی.
واژهٔ هِندی می تواند به مفاهیم زیر اشاره داشته باشد:منسوب به کشور هندزبان هندیمردم هندهندی (صورت فلکی)بومیان آمریکا، که در گذشته در برخی از ترجمه های فارسی، به پیروی از زبان انگلیسی، به کار رفته است.wiki: هندی هندی (سلسله). هندی (سلسله)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان سلسله در استان لرستان ایران است.علت نامگذاری :در زمان های قدیم کاروانی از هندوستان از این روستا عبور میکند و دو پسر از این کار...
مترادف و متضاد
indian(صفت)
هندوستانی، هندی، وابسته به هندی ها
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] هندی (ابهام زدایی). هندی ممکن است اسم برای اشخاص ذیل باشد: • بهگوان داس هندی، شاعر و نویسنده هندی نیمه دوم قرن دوازدهم و نیمه نخست قرن سیزدهم هجری• حسن بن نوح هندی بهروچی، بَهروچی (بَروچی)، حسن بن نوح بن یوسف هندی، عالم و مؤلف مشهور اسماعیلی قرن دهم• سیداحمد علامه هندی، از علمای مبارز شیعه هندوستان در قرن چهاردهم هجری/ بیستم میلادی• سیدامیر علی هندی، از چهره های علمی و تاریخی تشیع• صد...
واژه نامه بختیاریکا
( هِندی ) کنایه از شخصی که زود از کوره به در می رود؛ بی اصالت؛ نانجیب