کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : هنجل
تلفظ بین المللی :
/hˈandʒal/
تلفظ :
[h'andZal]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
هِنجِلَه
روش بی هنجار کاهی
روش هنجاری
سبزبی هنجاری
سرخ بی هنجاری
سه رنگ بینی بی هنجار
شکر هنج
فرانامۀ هنجاری
فضای بُرداری توپولوژیکی هنج پذیر
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
هنجل. [ هَُ ج ُ ] ( ع ص ) گران سنگ. ( منتهی الارب ). ج ، هناجل. ( اقرب الموارد ). || مرد گران که صحبتش را ناخوش دارند. ( منتهی الارب ).
کلمات مرتبط
هِنجِلَه
روش بی هنجار کاهی
روش هنجاری
سبزبی هنجاری
سرخ بی هنجاری
سه رنگ بینی بی هنجار
شکر هنج
فرانامۀ هنجاری
فضای بُرداری توپولوژیکی هنج پذیر
نظرات