کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه هم-پایه | کلماتور
معانی کلمه : هم پایه
تلفظ بین المللی :
/hampˈɑje/
تلفظ :
[hamp'Aje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
گام های هم پایه
پایه هم پوش
با پاهای از هم گشاده
با پاهای گشاد از هم
هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم می نشینه
پای هم پیر شدن
هم پاچه
هم پای
هم پایانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
هم پایه. [ هََ ی َ / ی ِ ]( ص مرکب ) هم مرتبه و هم رتبه. ( آنندراج ) :
هم پایه آن سران نگردی
الا به طریق نیک مردی.
نظامی.
فرهنگ عمید
۱. کسی که با دیگری در یک درجه و پایه باشد.
۲. دو نفر که دارای شغل و مقام نظیر هم باشند.
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
equal (صفت)مساوی، معدل، یکسان، شبیه، همانند، متعادل، مقابل، هم پایه، برابر، متساوی، همگن، متوازن، هم اندازه، موازی، متکی بر حقوق مشترکlevel (صفت)مساوی، هم پایه، هموار، مسطح، یک نواخت، مستویcoordinate (صفت)هم پایهtantamount (اسم)همپایه...
کلمات مرتبط
گام های هم پایه
پایه هم پوش
با پاهای از هم گشاده
با پاهای گشاد از هم
هر کی خربزه می خوره پای لرزش هم می نشینه
پای هم پیر شدن
هم پاچه
هم پای
هم پایانی
نظرات