کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : هم وطن
تلفظ بین المللی :
/hamvˈatan/
تلفظ :
[hamv'atan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
کلمات مرتبط
هموطنان امریکایی من
شیر هموژنیزه
هموزن
هموژن
هموندگان
فیلیپ هموند
همون
همون جه
هموند
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی ساره
لغت نامه دهخدا
هم وطن. [ هََ وَ طَ ] ( ص مرکب ) هم میهن. دو تن که به یک کشور تعلق دارند.
مترادف و متضاد
compatriot
(اسم)
هم وطن، هم میهن
فرهنگ فارسی ساره
هم میهن
کلمات مرتبط
هموطنان امریکایی من
شیر هموژنیزه
هموزن
هموژن
هموندگان
فیلیپ هموند
همون
همون جه
هموند
نظرات