معانی کلمه : هم فکری
لغت نامه دهخدا
هم فکری. [ هََ ف ِ ] ( حامص مرکب ) هم فکر بودن. هم عقیده بودن. || با یکدیگر برای کاری اندیشیدن.
مترادف و متضاد
consultation (اسم)
مشورت، رایزنی، مذاکره، مشاوره، همفکری
sympathy (اسم)
عاطفه، عطف، علاقه، همدمی، دلسوزی، همدردی، همفکری، رقت
