معانی کلمه : هم رکاب
لغت نامه دهخدا
هم رکاب. [ هََ رِ ] ( ص مرکب ) دو تن که با هم سواری کنند وبه همراهی یکدیگر به راهی روند. همراه :
معجز عنان کش سخن توست اگرچه دهر
با هر فسرده ای به وفا هم رکاب شد.حیاتش با مسیحا هم رکاب است
صبوحش تا قیامت در حساب است.
معجز عنان کش سخن توست اگرچه دهر
با هر فسرده ای به وفا هم رکاب شد.حیاتش با مسیحا هم رکاب است
صبوحش تا قیامت در حساب است.
فرهنگ عمید
۱. دو یا چند سوار که در کنار هم حرکت کنند.
۲. [مجاز] قرین، همنشین.
۲. [مجاز] قرین، همنشین.
