Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هم اغوش

تلفظ بین المللی : /hˈam ˈaːq1vaʃ/ تلفظ :‌ [h'am 'a:q1vaS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • هم آغوش
  • هم آغوشی
  • هم اغوشی
  • همآغوش
  • همآغوشی
  • هماغوش
  • هماغوشی
  • هماتوشزی
  • هم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

( هم آغوش ) هم آغوش. [ هََ ] ( ص مرکب ) دو تن که در آغوش یکدیگر خسبند. همدم : گهی میکرد شهد باربد نوش گهی می بود با شیرین هم آغوش.نظامی.چو شیرین ساقیی باشد هم آغوش نه شیر، ار زهر باشد هم شود نوش.نظامی.گربا دگری شدی هم آغوش ما را به زبان مکن فراموش.نظامی.یکی را دست حسرت بر بناگوش یکی با آنکه میخواهد هم آغوش.سعدی. || بسیار نزدیک. نظیر و مانند : تا چو هم آغوش غیوران شوم محرم دستینه حوران شوم.نظامی.شا...

فرهنگ عمید

۱. ویژگی دو تن که دست در گردن یکدیگر انداخته یا در آغوش یکدیگر جای گرفته باشند.
۲. [مجاز] همدم.

فرهنگ معین

( هم آغوش ) (هَ ) (ص مر. ) در آغوش یکدیگر، در بر یکدیگر.

کلمات مرتبط

  • هم آغوش
  • هم آغوشی
  • هم اغوشی
  • همآغوش
  • همآغوشی
  • هماغوش
  • هماغوشی
  • هماتوشزی
  • هم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات