کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه همانندی | کلماتور
معانی کلمه : همانندی
تلفظ بین المللی :
/hˌamɑːnˈandi/
تلفظ :
[h,amA:n'andi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
همانندی در نتیجه داشتن یک اصل
همانندی شیمیایی
رنگ همانندی در صنعت نساجی
همانند دیگری
همانند ساختن
همانند سازنده
همانند کردن یا بودن
همانند، مانند، ماننده
هماننده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
همانندی. [ هََ ن َن ْ ] ( حامص مرکب ) شباهت. به یکدیگر مانستن. مماثلت. تشابه. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
(هَ نَ ) (حامص . ) شباهت ، مانندگی .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
تشابه، شباهت، مانندگی، مشابهت، مشابهت، همسانی
analogy (اسم)قیاس، توافق، شباهت، مقایسه، همانندی، تناسب، قرینه، تساویlikeness (اسم)تطابق، شبیه، شباهت، همانندی، پیکر، شکل، تشابه، تصویر، مشابهتresemblance (اسم)شباهت، همانندی، تشابه، همشکلیsimilarity (اسم)همانندی، مطابقت، تشابه، همسانی، مشابهت، مانند بودن، همگونگیhomogeny (اسم)همانندی، تشابه، ایجاد جنسی شبیه خود، همانندی در نتیجه داشتن یک اصلlike...
کلمات مرتبط
همانندی در نتیجه داشتن یک اصل
همانندی شیمیایی
رنگ همانندی در صنعت نساجی
همانند دیگری
همانند ساختن
همانند سازنده
همانند کردن یا بودن
همانند، مانند، ماننده
هماننده
نظرات