همان . [ هََ ] (اِخ ) دهی است از بخش خداآفرین شهرستان تبریز که 100 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
همان. [ هََ ] ( ضمیر مرکب ، ص مرکب ) اشارت است به چیزی که در خاطر ملحوظ است. ( آنندراج ). مرکب است از هم + آن. در جمله بد...
فرهنگ عمید
اشاره به دور.
فرهنگ معین
(هَ ) [ په . ] ۱ - (ضم . ) آن چه که قبلاً ذکر شده . ۲ - آن چه که در خاطر گوینده و شنونده معهود است . ۳ - (ق . ) همچنان . ۴ - (ص . ) مساوی ، معادل ، یکسان .