Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : همال

تلفظ بین المللی : /hamˈɑl/ تلفظ :‌ [ham'Al]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • همال همال
  • بی همال
  • مرحلۀ همالرزه ای
  • باله همالنی
  • دس همالنی
  • شلوار همالیدن
  • همالسن
  • همالندین
  • همالی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

همال . [ هَُ م ْ ما ] (ع ص ، اِ) ج ِ هامل . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به هامل شود.

همال . [ هَُ م ْ ما ] (ع ص ) نرم و سست از هر چیزی . || زمین ویران و خراب شده از جنگ که کسی آباد نکند آن را. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

همال. [ هََ / هَُ ] ( اِ ) قرین و همتا و شریک و انباز. ( برهان ). دو چیز که در کنار ...

فرهنگ عمید

۱. همتا، برابر، مثل ومانند.
۲. همسر.
۳. انباز، همکار.
۴. دوست، قرین.

فرهنگ معین

(هَ ) [ په . ] (ص . ) همتا، برابر، مثل ، مانند.

مترادف و متضاد

زن، همسر

انباز، شریک

قرین، مانند، مثل، نظیر، همتا

۱. قرین، مانند، مثل، نظیر، همتا
۲. انباز، شریک
۳. زن، همسر

peer (اسم)
جفت، رفیق، همتا، همشان، عضو مجلس اعیان، صاحب لقب اشرافی، هما ل

کلمات مرتبط

  • همال همال
  • بی همال
  • مرحلۀ همالرزه ای
  • باله همالنی
  • دس همالنی
  • شلوار همالیدن
  • همالسن
  • همالندین
  • همالی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات