Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هلیله

تلفظ بین المللی : /halˈileː/ تلفظ :‌ [hal'ile:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانی
  • هلیله خلیج
  • هلیله سفلی
  • هلیله سیاه
  • عسل هلیلج
  • شادمان هلهله کننده
  • هلهله شادی
  • هلهله کردن
  • هلیل
  • هیلله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانی

لغت نامه دهخدا

هلیلة. [ هَُل َ ل َ ] (ع اِ مصغر) مصغر هل ّ است . (منتهی الارب ).

هلیلة. [ هََ ل َ ] (ع اِ) زمین باران رسیده که گردش همچنان خشک باشد. (منتهی الارب ).

هلیله . [ هََ لی ل َ ] (اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان بوشهر که 584 تن سکنه دارد. آب آن از چاه و محصول عمده اش غله و صیفی و کار مردم ماهیگیری است . (از فرهنگ جغرا...

فرهنگ عمید

۱. میوه ای خوشه ای کوچک از خانوادۀ بادام به رنگ زرد که مصرف دارویی دارد.
۲. درختی بزرگ با برگ های دراز و باریک که در هندوستان می روید و میوۀ هلیله از آن به دست می آید.

فرهنگ معین

(هَ لِ ) (اِ. ) درختی از تیرة کمبرتاسه و از ردة دولپه ای ها که دارای میوة بیضوی شکلی به اندازة یک سنجد ریز است . میوة این گیاه مصرف طبی دارد و خشک شدة آن را به عنوان قابض به کار می برند، این گیاه خاص نواحی حاره است .

دانشنامه آزاد فارسی

هَلیلهگونه های متفاوتی از گیاهان دو جنس Terminalia و Myrobalanus از تیرۀ بادام هندی. برای میوۀ گونه T. chebula با نام هلیله کابلی و گونۀ T. citrina با نام هلیله زرد، خواص دارویی متفاوتی در هند قائل بوده اند ازجمله این که آن ها را مقوی معده، بادشکن، ضد کرم و دافع سنگ مثانه می دانسته اند. از M. nigrae هم به عنوان هلیله سیاه نام برده اند و خواصی برای آن نیز قائل اند. این گیاهان بومی هند، برمه، سیلان ...

دانشنامه عمومی

مختصات: ۲۸°۵۰′۰۴″ شمالی ۵۰°۵۲′۴۸″ شرقی / ۲۸٫۸۳۴۴۴°شمالی ۵۰٫۸۸۰۰۰°شرقی / 28.83444; 50.88000روستای هلیله بانک اطلاعات دهیاری های ایرانهلیله، روستایی است از توابع بخش مرکزی در شهرستان بوشهر استان بوشهر ایران.روستای هلیله در حدود۲۰ کیلو متری جنوب غربی بندر بوشهر واقع گردیده است. نیروگاه اتمی بوشهر در مجاورت این روستا واقع شده است. منطقه هزار مردان در این روستا بسیار مشهور است. در برخی از متون قدیمی...

گویش اصفهانی

تکیه ای: --------
طاری: halila
طامه ای: --------
طرقی: halila
کشه ای: --------
نطنزی: --------


کلمات مرتبط

  • هلیله خلیج
  • هلیله سفلی
  • هلیله سیاه
  • عسل هلیلج
  • شادمان هلهله کننده
  • هلهله شادی
  • هلهله کردن
  • هلیل
  • هیلله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات