Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هلال

تلفظ بین المللی : /hˈelɑl/ تلفظ :‌ [h'elAl]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضاد
  • هِلال
  • هلال ته ناخن
  • هلال وار
  • هلال یا دو بند گذاشتن
  • هلال رودپیچی
  • هلال فزاینده
  • هلال ماه
  • هلال کاهنده
  • هلال احمر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیجملات نمونهمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

هلال . [ هَِ ] (اِخ ) نام شانزده تن صحابی است . (منتهی الارب ).

هلال . [ هَِ ] (اِخ ) حیی است از هوازن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

هلال . [ هَِ / هََ ] (ع اِ) باران نخستین . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

هلال . [ هَِ ] (...

فرهنگ عمید

ماه از شب اول ماه قمری تا سه‌ شب که در آسمان به ‌شکل کمان دیده می‌شود؛ ماه نو.
⟨ هلال‌احمر: مؤسسه‌ای خیریه در کشورهای اسلامی، با تٲسیسات امدادی و درمانی که به آسیب‌دیدگان و زخمی‌شدگان جنگ و دیگر نیازمندان کمک می‌کند.

ماه از شب اول ماه قمری تا سه شب که در آسمان به شکل کمان دیده می شود، ماه نو.* هلال احمر: مؤسسه ای خیریه در کشورهای اسلامی، با تٲسیسات امدادی و درمانی که به آسیب دیدگان...

فرهنگ معین

(هِ ) [ ع . ] (اِ. ) ماه نو.

دانشنامه آزاد فارسی

هِلال (crescent)هِلالشکل قوسی کرۀ ماه هنگامی که نیمی از آن روشن است. همچنین به هر شیئی یا نمادی که به هلال ماه شباهت دارد اطلاق می شود. غالباً هلال با اسلام مرتبط است و نخستین بار ترک ها پس از فتح قسطنطنیه(۱۴۵۳) آن را بر پرچم خود نقش کردند و در پرچم بسیاری از کشورهای مسلمان دیده می شود. هلال احمرنزد مسلمانان معادل صلیب سرخاست.wikijoo: هلال هلال (الهلال). هِلال (الهِلال)ماهنامۀ علمی، تاریخی و ادبی...

فرهنگ فارسی

کمان

دانشنامه عمومی

آلبرایت

هلال ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:هلال (ریاضیات) شکلی در هندسههلال (نشانه)، نشانه و علامت هلالگام های ماه، مربوط به بررسی هلال ماه درعلم نجومجای ها:wiki: بیضاء در کشور یمن در شبه جزیره عربستان است. جمعیت آن ۱۰۷ نفر (۸ خانوار) می باشد.الصنعانی، محمد بن یحیی بن عبدالله بن احمد، الیمانی. ، (اَلأنَباءَ عَن دُولةَ بَلقِیسَ وَ سَبأَ) ، منشورات دار الیمنیة للنشر والتوزیع، ص...

جملات نمونه

هلال منظر، مه لقا

good-looking, attractive

هلال وار

crescentic, semicircular, crescent

هلال ابرو

arched eyebrow, semicircular eyebrow, bow-shaped eyebrow

رویت هلال را به فال نیک گرفت

he took the appearance of the new moon as a good sign

مترادف و متضاد

نیم‌دایره

ماه‌نو، نوماه

۱. ماهنو، نوماه
۲. نیمدایره

arc (اسم)قوس، کمان، هلال، جرقه، خم، خرپشتهmeniscus (اسم)هلال، نگارنده هلالی، گوژی یا کاوی سطح اب در لولهlunule (اسم)هلال، هلال ته ناخن، هر عضو هلالیroundel (اسم)هلال، دایره، صفحه کوچک و کروی شکل...

کلمات مرتبط

  • هِلال
  • هلال ته ناخن
  • هلال وار
  • هلال یا دو بند گذاشتن
  • هلال رودپیچی
  • هلال فزاینده
  • هلال ماه
  • هلال کاهنده
  • هلال احمر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات