معانی کلمه : هلا
لغت نامه دهخدا
هلا. [ هََ] (ع اِ صوت ) کلمه ای است که بدان اسب را زجر کنند واسب مادگان را تسکین دهند وقت ضراب . (منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
ای.
فرهنگ معین
(هَ ) (شب جم . ) کلمة تنبیه و ندا که برای آگاهانیدن به کار می رود.
دانشنامه عمومی
(مازنی) هَلا؛ هنوز، هماره، همیشه.
گویش مازنی
هنوز
۱گشاد – باز ۲وارفته –پراکنده
چوبی که در بام ساختمان های چوبی روستایی کاربرد دارد
/helaa/ هنوز & چوبی که در بام ساختمان های چوبی روستایی کاربرد دارد & گشاد – باز - وارفته –پراکنده
گویش دزفولی
هنوز
مترادف و متضاد
الا، ای، ایا
hey! (صوت)
هی، اهای، ای، وه، هلا، های
