هشیاری. [ هَُ ش ْ ] ( حامص مرکب ) ( از: هشیار +-ی ( پسوند حاصل مصدر، اسم معنی ) هوشیاری. هشیواری. ( حاشیه برهان چ معین ). زیرکی و عاقلی و خردمندی. ( ناظم الاطباء ). هوشمندی. بخردی. بیداردلی : چو فردا به هشیاری این بشنوی به پیروزی دادگر بگروی.فردوسی.در بیداری و هشیاری چنو نیست ، بدین آسانی او را بر نتوان انداخت. ( تاریخ بیهقی ).زآنکه هر جای به جز در صف حرب بددلی بیش بُوَد هشیاری است.سنائی.مبادا به ...