Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هزبر

تلفظ بین المللی : /hˈazbar/ تلفظ :‌ [h'azbaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ اسم ها
  • هزبر سیستان
  • پویان هزبر
  • هزبرانه
  • هزبرافکن
  • هزبرالدین
  • هزبرانداز
  • هزبراوژن
  • هزبره
  • سادات هزارجریب
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ اسم ها

لغت نامه دهخدا

هزبر. [ هَُ زَ ] (ع اِ) معرب هژبر[ هَِ ژَ / هَُ ژَ ]. رجوع به هژبر و هِزَبر شود.

هزبر. [ هَِ زَ ] ( ع اِ ) شیر. ( اقرب الموارد ) : تیر تو از کلات فرودآورد هزبرتیغ تو از فرات برآرد نهنگ را.دقیقی.چنین گفت سیمرغ کاین نم چراست به چشم هزبر اندرون غم چراست.فردوسی.که خاک پی او ببوسد هزبرنیارد به سر بر گذشتَنْش ابر.فردوسی....

فرهنگ عمید

۱. شیر درنده.
۲. [مجاز] سخت، درشت، ستبر.
۳. [مجاز] دلیر: به پیکار دشمن دلیران فرست / هزبران به آورد شیران فرست (سعدی۱: ۷۵ ).

فرهنگ معین

(هِ زَ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - شیر درنده . ۲ - پهلوان ، دلیر. ، ~ِ و غا دلیر میدان جنگ .

فرهنگ اسم ها

اسم: هزبر (پسر) (فارسی)
معنی: هژبر، شیر

کلمات مرتبط

  • هزبر سیستان
  • پویان هزبر
  • هزبرانه
  • هزبرافکن
  • هزبرالدین
  • هزبرانداز
  • هزبراوژن
  • هزبره
  • سادات هزارجریب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات