Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هزارپا

تلفظ بین المللی : /hezˈɑrpɑ/ تلفظ :‌ [hez'ARpA]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • انسان هزارپا
  • بازی هزارپا
  • هزارپای
  • هزارپایه
  • افسانه هزارپایان
  • بید هزارپای مریدانوس
  • هزارپائیان
  • هزارپابیدان
  • هزارپای انسانی 2
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

هزارپا. [ هََ/ هَِ ] ( اِ مرکب ) حیوانی از حشرات الارض بسیار باریک و بلند به طول یک انگشت و تنه آن گره دار مانند ریسمان که گرههای متصل به هم داشته باشد و بر سرش دو شاخ باریک است و بیست ودو پای باریک از دم تا سر آن ، و اگر کسی را بگزد کوبیده خودش را بر زخم گذارند علاج سمیت و درد او را کند. ( انجمن آرا ). گوش خزک. ذوالاربعةوالاربعین. سقولوفندریا. سدپایه. گوش خز. گوش خارک. ابوسبعوسبعین. ابواربعواربعی...

فرهنگ عمید

حشره ای دراز و زردرنگ که بدنش از حلقه های بسیار تشکیل شده و در هر حلقه یک جفت پا و جمعاً بیست ودو جفت پا دارد. در جلو سرش نیز یک جفت قلاب دارد که با آن حشرات دیگر را شکار می کند، درازیش تا ده سانتی متر می رسد، سدپا، سدپایه، پرپا، پرپایه، گوش خزک.

فرهنگ معین

( ~. ) (اِ. ) جانوری از شاخة بند پایان ، دارای بدنی دراز با پاهای متعدد.

دانشنامه آزاد فارسی

هِزارْپا (millipede)هِزارْپاهریک از گروه بندپایان، با بدنی بندبند. هر بند معمولاً دارای دو جفت پا است و یک جفت شاخک گرز مانند نیز روی سر این جانوران مشخص است. اغلب هزارپایان بیش از۲.۵ سانتی متر طول ندارند. تعداد کمی از آن ها، در نواحی گرمسیری، به طول ۳۰ سانتی متر می رسند. این جانوران در ردۀ دوصدپایانقرار دارند. هزارپایان در نواحی مرطوب و تاریک زندگی، و اغلب از گیاهان ریشه دار تغذیه می کنند. برخی گ...

دانشنامه عمومی

هزارپا نوعی از بند پایان است که دارای دو جفت پا در هر بخش از بدن (به جز ناحیه سر) می باشد. بیشتر هزار پاها دارای بدن استوانه ای شکل هستند ولی انواع کمی از آن ها شکل های گوناگون دیگری دارند. هزار پاها می توانند بدور خود بپیچند و بدن خود را مانند توپ گرد کنند.هزار پاها آهسته حرکت می کنند و بیشتر به خوردن برگ ها علاقه دارند. در اکثر موارد آن ها نوعی آفت برای گلخانه ها محسوب می شوند و می توانند خسارت ...

گویش اصفهانی

تکیه ای: hezârpâ
طاری: hezârpâ
طامه ای: hezârpâ
طرقی: hözârpâ
کشه ای: čalpâ
نطنزی: hezârpâ

مترادف و متضاد

millepede (اسم)
هزار پا

millipede (اسم)
هزار پا

multiped (اسم)
هزار پا

واژه نامه بختیاریکا

تَش تش؛ چِل پا

کلمات مرتبط

  • انسان هزارپا
  • بازی هزارپا
  • هزارپای
  • هزارپایه
  • افسانه هزارپایان
  • بید هزارپای مریدانوس
  • هزارپائیان
  • هزارپابیدان
  • هزارپای انسانی 2
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات