Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هر ان

تلفظ بین المللی : /har ˈen/ تلفظ :‌ [haR 'en]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • هر آن
  • هر ان کس که دندان دهد نان دهد
  • هر آن کو
  • هر چیزی که با ان چیزی را پر کنند
  • هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
  • به هر دری زدن یا به این در و ان در زدن
  • انتهای شل هر چیزی
  • به هر اندازه که
  • عمق و یا انتهای هر عضو مجوفی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

هران. [ هَِ ] ( اِخ ) قلعه ای است به دمار از یمن. ( منتهی الارب ). از دزهای دمار است در یمن. ( معجم البلدان ).هران. [ هََ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خروسلو بخش گرمی شهرستان اردبیل که در 14 هزارگزی باختر گرمی و یکهزارگزی راه شوسه گرمی واقع و دارای 21 تن سکنه است. از چشمه ها و رودخانه درآورد مشروب میشود. محصول عمده اش غلات و کار مردم زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 )....

فرهنگ عمید

( هر آن ) هروقت، هرلحظه، هردم.

کلمات مرتبط

  • هر آن
  • هر ان کس که دندان دهد نان دهد
  • هر آن کو
  • هر چیزی که با ان چیزی را پر کنند
  • هر کسی را به هر کاری ساختند مهر ان را در دلش انداختند
  • به هر دری زدن یا به این در و ان در زدن
  • انتهای شل هر چیزی
  • به هر اندازه که
  • عمق و یا انتهای هر عضو مجوفی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات