هرگز. [ هََ گ ِ ] ( ق ) هگرز. در پهلوی هکرچ به معنی یک بار، هر، هرگز، ابداً، ایرانی باستان : هکرت چیت . ( از حاشیه برهان چ معین ). هیچ وقت. هیچ زمان. ( برهان ). هگرز. هرگیز. ابداً. به هیچوجه. ( یادداشت مؤلف ) : چرخ فلک هرگز پیدا نکردچون تو یکی سفله و دون وژکور.رودکی.ستد و داد مکن هرگز جزدستادست که پس دست خلاف آرد و الفت ببرد.بوشکور.چگونه ست کز حرب سیری نیابی چگونه که برجای هرگز نپایی.زینبی.هرگز ت...
فرهنگ عمید
۱. هیچ وقت، هیچ گاه، ابداً. ۲. [قدیمی] گاهی، وقتی. ۳. [قدیمی] همیشه، دائم.