Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هرموج

تلفظ بین المللی : /hˈarmuːdʒ/ تلفظ :‌ [h'aRmu:dZ]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • هرموجنس
  • هرموجنس فونسکا
  • هرمجی
  • هرمو
  • هراوجان
  • هرمزجرد
  • هرموئیه
  • هرمود
  • هرمودباغ
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

هرموج. [ هَُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان و بخش کردیان شهرستان جهرم واقع در 14 هزارگزی جنوب خاوری قطب آباد و کنار راه مالرو عمومی دهستان. دامنه ای است گرمسیر و دارای 180 تن سکنه. از قنات مشروب میشود. محصول عمده اش غلات ، برنج ، خرما و مرکبات است. شغل اهالی زراعت و باغداری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 )....

دانشنامه عمومی

هُرموج نام روستایی است در بخش کردیان شهرستان جهرم. مردم این روستا به زبان فارسی صحبت می کنند.هُرموج در ۱۴ هزار گزی جنوب خاوری قطب آباد واقع است. دامنه ای است گرمسیر که شغل اکثر مردم آن کشاورزی می باشد.دهخدا، علی اکبر.لغت نامهwiki: هرموج...

کلمات مرتبط

  • هرموجنس
  • هرموجنس فونسکا
  • هرمجی
  • هرمو
  • هراوجان
  • هرمزجرد
  • هرموئیه
  • هرمود
  • هرمودباغ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات