هرمس . [ هَُ م ُ ] (اِ) نام روز اول هرماه شمسی . (برهان ). رجوع به هرمز شود.
هرمس . [ هَِ م ِ ] (اِخ ) ستاره ٔ مشتری . (برهان ). هرمز. اورمزد. هورمزد. هرمزد. رجوع به این مدخلها شود.
هرمس . [ هَُ م ُ ] (اِخ ) مصحف هرمز است . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). هرمز. نام فرشته ای است . (برهان ). رجوع به هرمز شود....
فرهنگ معین
(هُ مُ یا هِ مِ ) (اِ. ) ۱ - هرمز، اورمزد. ۲ - نام سه حکیم معروف که اولین آن ها ادریس پیامبر بوده و دو هرمس دیگر یکی از بابل بود و دیگری از مصر.
دانشنامه آزاد فارسی
هِرْمِس (Hermes)هِرْمِسدر اساطیر یونان، پیک خدایان؛ فرزند زئوسو مایا، یکی از پلیادها. در اودیسۀهومر، خداییکه مردگان/سایه ها را به هادِس(جهان زیرین) هدایت می کند و در این مقام با رؤیا و عالم اموات مرتبط بود. با مرکوریرومیان و تحوتمصریان باستان همانند انگاشته می شد و حامی دزدان، مسافران و بازرگانان بود. در مقام خدای خوش اقبالی، بر بعضی از شکل های پیشگوییِ عامه پسند، رقابت های گروهی و تاس بازی نظارت ...
دانشنامه عمومی
هِرمِس (به یونانی: Ἑρμῆς) در اساطیر یونانی، پیام رسان المپ نشینان، فرزند پادشاه ایزدان زئوس و مایا، دختر اطلس و یکی از پلیادس است. هرمس در ابتدا ایزد موسیقی و خالق ساز چنگ بود، همچنین ایزد چوپان ها، بازرگانانی، اندازه و وزن، سخنرانی، ادبیات، ورزشکاری و دزدی به شمار می رفت. از صفات و نمادهای او می توان به خروس، لاک پشت زمینی، چوب دستی، کیف پول، صندل های بالدار و کلاه آفتاب گیر اشاره کرد. هرمس به شک...
گویش مازنی
۱پا به فرار گذشته ۲رمیده
/heremes/ پا به فرار گذشته - رمیده
فرهنگ اسم ها
اسم: هرمس (پسر) (یونانی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: hermes) (فارسی: هرمس) (انگلیسی: hermes) معنی: فرستاده خدایان، از خدایان اولمپی، نام پسر زئوس و مایا