کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه هرزه-کردن | کلماتور
معنی کلمه : هرزه کردن
تلفظ بین المللی :
/hˈarzeː kˈardan/
تلفظ :
[h'aRze: k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از علف هرزه پاک کردن
هرزه درایی کردن
هرزه گردی کردن
هرچه کلند گیر کردن
هرز کِردن
هرز کردن
هرکه مرا دید، به من سلام کرد.
هرزه
هرزه درایی
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
debauthorch
(فعل)
فاسد کردن، خراب کردن، هرزه کردن، الواطی کردن
کلمات مرتبط
از علف هرزه پاک کردن
هرزه درایی کردن
هرزه گردی کردن
هرچه کلند گیر کردن
هرز کِردن
هرز کردن
هرکه مرا دید، به من سلام کرد.
هرزه
هرزه درایی
نظرات