Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : هرزه مرس

تلفظ بین المللی : /hˈarzeː mˈars/ تلفظ :‌ [h'aRze: m'aRs]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • هرزه
  • هرزه درایی
  • هرزه درایی کردن
  • هرزه دهن
  • هرزه روییدن
  • هرزه سنگ
  • هرزه و مهمل
  • هرزه کردن
  • هرزه گردی کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

هرزه مرس. [ هََ زَ / زِ م َ رَ ] ( ص مرکب ) سگ هرزه گرد که بیهوده گردش میکند. ( ناظم الاطباء ). سگ ولگرد و قلاده بریده. در این ترکیب مرس ریسمانی است که به گردن اندازند :
آرزو چند به هر سوی کشاند ما را
این سگ هرزه مرس چند دواند ما را.
صائب.

فرهنگ عمید

سگ بی قلاده که هرجا می خواهد برود، سگ ولگرد.

فرهنگ معین

( ~ . مَ رَ ) (ص مر. ) سگ ولگرد.

کلمات مرتبط

  • هرزه
  • هرزه درایی
  • هرزه درایی کردن
  • هرزه دهن
  • هرزه روییدن
  • هرزه سنگ
  • هرزه و مهمل
  • هرزه کردن
  • هرزه گردی کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات