معانی کلمه : هجمه
لغت نامه دهخدا
هجمة. [ هََ م َ ] (ع اِ) گله ٔ شتر ازچهل تا و بیشتر از آن ، یا از سی تا صد، یا از هفتادتا صد، یا اندکی کم از صد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || سختی گرما. (منتهی الارب ). شدت سرمای زمستان و شدت گرمای تابستان . (از اقرب الموارد).
دانشنامه عمومی
هجوم،تهاجم،حرکت گسترده بسوی چیزی
مترادف و متضاد
تاخت، هجوم، یورش
واژه نامه بختیاریکا
سِیلات
